|
جناب آقاي مهندس محمدرضا نعمتزاده
معاون محترم وزير نفت و مدير عامل شركت ملي پالايش و پخش
فرآوردههاي نفتي و رئيس محترم شوراي راهبردي
سلام به همة عزيزان و
حضار محترم، ميهمانان داخلي و خارجي ، صنعتگران عزيزمان و پيمانكاران
و دستاندركاران اين پروژة جديد ولي بسيار وسيع و اميدوار كننده براي
آينده. من هم به نوبة خود اين ايام مبارك را به همة عزيزان تبريك و
تهنيت عرض مي كنم و اميدوارم كه انشاالله اين دو روزي كه در پاي صحبت
اساتيد و بازديد ازنمايشگاه بوديد از فرصت حداكثر استفاده را نموده
باشيد. همة مطالب گفتهشده و شايد عرايض بنده يك جمع بندي مختصري باشد.
در مورد ذخاير نفتي ايران همة عزيزان هم تأكيد كردند كه نميشود كشوري
15% گاز جهان را داشته باشد، اما در سبد سوخت كشور و بالاخص وسايل
نقليه، گاز طبيعي چه به صورت CNG و چه به طرق ديگر مثل LNG وجود نداشته
باشد. رشد متوسط 10% بنزين طي 8 سال گذشته زنگ خطري بود كه جناب آقاي
محرابيان هم فرمودند. من خودم عليرغم اينكه با سهميهبندي مخالفم ولي
پيش قدم شدم و اين مسئوليت را پذيرفتم؛ چون كشور را به بنبستي
ميرساند كه به هيچعنوان در بخشهاي خريد و تأمين منابع، بندر، اسكله
و انتقال مقدور نبود كه ما رشد 10% را حتي امروز بتوانيم تحمل كنيم. به
عنوان مثال عرض ميكنم اگر ما سهميهبندي نداشتيم امسال حداقل بايد
روزانه 45 ميليون ليتر، معادل آنچه توليد ميكنيم بنزين وارد
ميكرديم، در صورتي كه اين رقم را به حدود 20 تا 22 تقليل داديم؛ سال
گذشته بايد 37 تا 38 ميليون ليتر وارد ميشد اما با 16 تا اين قائله را
ــ اگر بشود گفت ــ ختم كرديم.
برنامهريزي توليد خودروهاي دوگانه سوز و احداث جايگاههاي CNG اگرچه
دير شروع شده، ولي به نظرم با اعداد و ارقامي كه داريم سرآمد است.
جايگاهها امروز گرچه جوابگو نيست و حالا ½ آنچه كه بايد نسبت به خودرو
باشد هست، ولي اميدواريم تا پايان سال حداقل به آن رقم يك جايگاه براي
هر هزار خودرو برسد. اعلام بعضي از ارقام بسيار بالا براي سهم CNG در
توليد خودرو و سبد سوخت خودروها توسط برخي از مراجع به نظر من مناسب
نيست و حاكي از افراط و تفريط است. اميدواريم كه كميتة كارشناسي فني ـ
اقتصادي، تحت نظر ستاد مديريت حمل و نقل و سوخت، يا زير نظر مراجع ديگر
بتواند آنرا بررسي كند و طي يك برنامة ميانمدت و درازمدت سهم توليدات
خودرو و همچنين جايگاهها و امكانات مرتبط با آنرا نشان دهد. ما در
خيلي از مراجع واقعاً جلوي اين زيادهرويها را گرفتيم؛ حتي من به ياد
دارم كه در بعضي از مراجع ميگفتند همين حالا بايد تصديق كنيم 90%
توليد خودروها بايد CNG باشد كه واقعاً تلاش زيادي شد تا اين زيادهروي
صورت نپذيرد. اصولاً به نظر بنده بايد اين مصرف كننده باشد كه نوع
خودرو و نوع سوختش را انتخاب كند و مكانيزمهاي اقتصادي بايد بتوانند
عمل كنند و اميدواريم كشور را به آن جهت سوق دهند.
در مورد موتورهاي پايه سوز كه اشاره شد، واقعاً چارهاي جز اين نيست كه
ما از موتورهاي پايه سوز استفادهكنيم، خوشبختانه توليد موتوري كه در
داخل طراحي، تست و راه اندازي شدهاست آغاز شده ولي توليد انبوه آن
كماكان به صورت جدي راه نيفتاده است. من ديروز از همكاران ايران خودرو
پرسيدم گفتند موانعش برطرف شده، اميدواريم ساير موانع آن برطرف شود و
آن 200 هزاري كه جناب آقاي وزير قول دادند تحقق پيداكند. حتي من معتقدم
اگر با واردات هم شدهاست، ما موتور پايهگازسوز وارد كنيم و اجازه
ندهيم كه موتورهاي بنزين سوز تبديل به دو گانهسوز شود كه مشكلات خودش
را در بردارد.
بحث ساخت داخل و حمايت از طراحي و ساخت داخل بايد جديتر گرفته شود.
ديروز تعدادي از صنعتگران عزيز ما گله داشتند؛ من اميدوارم هم
خودروسازان كه مصرفكنندگان كيت و قطعات CNG هستند، هم خود ما و شركت
گاز كه مصرف كننده و خريدار تجهيزات جايگاهها هستيم و سرمايهگذاران
بخش خصوصي به اين امر توجه ويژه كنند. من قول ميدهم كه در شركتِ
خودمان، مسئله را جدي بگيريم و اگر مشكلي در اين رابطه باشد ما حاضريم
در خدمت عزيزان باشيم و حتماً بايد سعي كنيم تا جايي كه ممكن است اين
صنعت را بومي و داخلي كنيم كه هم منافع اقتصادي در بردارد و هم منافع
دانش فني و ارتقاي فناوري و اشتغال و مسائل مرتبطش پيداست.
بازار، بازار رو به گسترشي است و بسيار اميدوار كننده. من ميخواهم اين
نويد را بدهم به تمام دستاندركاران چه آنهايي كه قطعه توليد ميكنند،
چه آنهايي كه سرمايهگذاري ميكنند و چه آنهايي كه ميخواهند
جايگاههاي CNG را ايجاد كنند، بازار، بازار رو به رشد داخلي است و
هرچه ما كار كنيم به نظر من كمبود خواهد بود، همينطور كه در جايگاهها
امروز ميبينيم و حداقل من ميتوانم عرض كنم با دانش مختصرم براي 20
سال آينده ما نبايد نگران بازار در اين زمينه باشيم. اميدوارم
همانگونه كه بر ما تكليف شدهاست هم شركت گاز و هم ما، بتوانيم تعداد
جايگاهها را گسترش دهيم. البته تعداد يك مقدار نجومي است ولي اميدوارم
شركت گاز حداقل 800 به جاي 1000 و ما هم به جاي 800، 600 جايگاه را با
كمك دوستانمان در بخش ساخت و پيمانكاري انشاالله به سرانجام برسانيم و
تحويل مصرفكنندگان و دارندگان بدهيم؛ اگر بيشتر هم شد كه چه بهتر. در
مورد خودروها و جايگاهها من چند نكته كوچك را يادداشت كردم، البته همة
عزيزان ميدانند ولي از باب تذكر به خودم و دوستان است؛ جناب آقاي وزير
راجع به قانون فرمودند ولي به نظر من شفاف نبود. متأسفانه هنوز دستگاهي
كه متولي نظارت و كنترل فني و ايمني خودروها و جايگاهها باشد به نظر
من روشن نيست. يك جايي گفتهشد شركت نفت؛ شركت نفت كه نميتواند
خودروها را بازبيني كند. فرضكنيم يك خودروساز خودرويي را توليد كرده
همانطوري كه بايد متولي تأمين قطعات، تعمير و خدمات پس از فروش آن
باشد، در بخش سوختش هم همينطور. سابق بايد كاربراتورش را نگاه ميكرد،
امروز بايد كيت آن را نگاه كند، بنابراين به نظر ميرسد كه در مورد
خودروها حتماً خودروسازان بايد اين مسئوليت را به عهده بگيرند؛ حالا در
مورد خودروهاي تبديلي ممكن است به طور موقت وزارت نفت يك دستگاهي را
متولي كند، ولي به هر صورت وزارت نفت مسئول تأمين سوخت است و اصولاً
اشرافي بر صنعت ندارد و متولي صنعت نيست و بهترين كار اين است كه در
ستاد مطرح شود و تعيين تكليف شود كه بسيار خطرناك است اگر ما كار را به
فردا واگذار كنيم.
ايجاد و حمايت از شركتهاي تأمين و نگهداري از اصول مهم است؛ به هر
صورت جاي اين شركتها خالي است و تعدادشان بسيار محدود است. سازندگان
كيت، سازندگان مخزن و سازندگان تجهيزات جايگاهي به طور كامل براي
جوابگويي مجهز نيستند، ما بايد هم شركتهاي سازنده را تجهيز و كمك كنيم
كه خودشان را براي كار، تعمير و نگهداري آماده كنند و هم شركتهاي
تخصصي تعمير و نگهداري بايد به وجود بيايند و كمك جايگاهداران و
صاحبان خودرو باشند؛ اين خود يك فيلد بسيار وسيعي است. ما اقدام كرديم،
ولي فكر ميكنم هنوز در ابتداي راهيم كه حداقل از هر جايگاهدار خواهش
كنيم يك مهندس يا تكنسين ذيصلاح را آموزش دهند براي نظارت، نگهداري و
مراقبت تجهيزات. به هر صورت اين تجهيزات، تجهيزات صنعتي مهمي است. ما
گاز را فرض ميكنيم از 4 بار به 200 بار ميرسانيم. وسايل كنترل و
ابزار دقيق آن حساس است، نميشود خيلي عادي با آن برخورد كرد و حتماً
بايد ما افراد مراقب فني داشتهباشيم كه اگر نباشد اين سرمايهها ضايع
ميشوند و از بين ميروند. ما آماده هستيم كه اين نيروها را آموزش دهيم
و حتي در جايگاههاي دو منظوره گفتيم كه حاضريم حقوق و هزينة يك سال
اين افراد را بدهيم كه اينها آماده بشوند و كار را به دست گيرند.
ضرورت، توجه به مسائل ايمني است كه من باز نگران هستم در اين زمينه و
آنچه كه در حال حاضر انجام ميپذيرد كفايت نميكند. دستور العملها و
روشها، بروشورهاي آموزشي براي دارندگان خودرو، مصرفكنندگان،
تعميركاران و جايگاهداران و حتي كارگران جايگاهها به نظر من جايش
خالي است و بايد بيشتر روي آن كار كنيم و به زبان خيلي ساده اينها را
آماده كنيم و در اختيارشان بگذاريم. نكات ديگري هم هست كه من نميخواهم
وقت عزيزان را بگيرم. جايگاهدارانمان اغلب گله دارند از اينكه
سودآوري جايگاه كفايت نميكند، با اينكه سرمايهگذاري را از دولت و
شركت نفت تأمين ميكنند و ميشود گفت كه استهلاكي كه دارند براي آنها
تقريباً در حد صفر است ولي به هر صورت هزينههاي بهرهبرداري به
گونهاي است كه قيمت گاز خيلي جوابگو نيست. ما از ستاد مديريت حملونقل
و سوخت درخواست كرديم كه موافقت كنند قيمت اصلاح شود. معتقديم كه حداقل
بايد 50% قيمت يارانه باشد؛ تقريباً آقايان با 40% آن موافقند و
اميدواريم كه با پيگيري بتوانيم نرخ را اصلاح كنيم تا جايگاهداران
تشويق شوند و بخش خصوصي براي سرمايهگذاري بيشتر رغبت كند.
در پايان همة عزيزان را به خداي بزرگ ميسپارم و اميدوارم كه انشاالله
اين راهي را كه آغاز شده با كمك و توسط شما به خوبي بپيماييم. از همة
دستاندركاران و برگزاركنندگان عزيز بابت اين زحمتي كه كشيدند تشكر
ميكنم و همچنين از شما عزيزان كه تقبل فرموديد و دعوت ما را پذيرفتيد
و شركت فرموديد، متشكرم.
والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته
|